نویسنده اسد بودhttps://www.facebook.com/photo.php?fbid=2668974299797636&set=a.597389116956175&type=3&sfns=moا
خردمند: تاریخِ فشردهٔ نوعِ بشر
.....................
هراری در کتابِ «خردمند: تاریخِ فشردهٔ نوعِ بشر» پیدایش انسان خردمند/خردورز و حرکت و جابهجایی او را در زمین بررسی میکند. بهنظر او هفتادهزار سال پیش یک انقلابِ شناختی رخ داد و بشر توانست تخیلاتش را بیان کند. از مهمترین پیآیندهای این انقلابِ شناختی که در آفریقا رخ داد فکر کوچ و مهاجرت و یا خیالپردازی در بارهٔ زیستگاههای دیگر بود. اینخیالپرازی باعث شد که بشر از آفریقا به قارههای دیگر کوچ کند. پیش از این جابهجایی اجداد ما چیزی شبیه جستوجوی حیوانات برای غذا بود، نه خیالپردازی در بارهٔ در بارهٔ سرزمینهای بهتر و مناسبتر برای زندگی.
این جابهجایی اما از منطق خاصی پیروی میکرد: نابودی حیواناتِ عظیمُالجثه. چهل و پنجهزار سال پیش حیوانات عظیمالجثه در استرالیا منقرض شد، ۱۶ هزار سال پیش در آمریکا. این انقراض در هردو قاره جابهجایی انسان خردمند را در پی داشت.۱۲ هزارسال پیش اما انقلابِ کشاورزی رخ داد. بشر علاوه بر بیان تخیلاتش توانست گیاهان را اهلی کند. انقلابِ کشاورزی خیالپردازی یکجانشینی و سکونت دایم را در پی داشت. همین خیالپردازی یکجانشینی بود که در مرورِ زمان به ساختار سیاسی منظم، نظام پادشاهی و امپراطوری و اختراع مذهب و الفبا و پول و ساختار اجتماعی مبتنی بر اعتباربخشی و قرارداد انجامید. بشری که پیش از این بزرگترین رویای او کوچ بود، به بخشی از زمین دلبست و برای ماندن در آنجا به بخشهای دیگر حمله کرد، آدم کشت و غارت کرد تا بتواند در آن بخش از زمین که آن را خانهٔ خود تعریف کرده بود، تاب آورد و از گرسنگی نمیرد. مهمترین ویژگی عصر کشاورزی این است که مرکز قلمرو مشخص است ولی مرز مشخص نیست.
انقلاب کشاورزی زندگی بشر را انتزاعی کرد. زبان و هنر و نظام بروکراتیک پا گرفت. مذاهب و نظامهای آگاهی و شیوههای اقتصادی خلق کرد که تصور میرفت ازلی و ابدی است. در این دوره بشر دچار این توهم بود که همهچیز را میداند، دست کم خدایی در آن بالا هست که عالم مطلق است و بشر را به احوال عالم آگاه میکند. پنجصد سال پیش اما بزرگ ترین انقلابِ تاریخ بشر رخ داد: انقلابِ علمی. انقلابِ علمی کشف جهالت بود و باعث شد که انسانِ خردمند نادانی خود را بپذیرد. با انقلابِ علمی خیالپردازی کوچ و رویای سرزمینهای دیگر دو باره فکر بشر را اشغال کرد. از آنجا که این انقلاب در اروپا رخ داد، اروپاییها به صورت جمعی بهقارههای دیگر کوچ و آمریکا را فتح کردند. از مهمترین تبعاتِ انقلابِ علمی، انقلابِ صنعتی بود که باعث شد دولت و بازار جایگزین اجتماعاتِ محلی و نظام خانواده شود. نقشِ اقتصادی زن و فرزندان تغییر کرد و بهجای آنکه کارگر خانواده باشند، کارگر دولت یا شرکتهای بزرگی شدند که در سطح کلان باید زیر نظر دولتها فعالیت کنند.
انقلابِ صنعتی با انقراضِ بیپیشنهٔ گیاهان و منابع طبیعی همراه بود. در وضعیتِ فعلی ما با آفریقاشدنِ کل زمین مواجه هستیم و این امر باعث شده که همانند اجداد ما که هفتادهزار سال پیش در آفریقا خیال مهاجرت را کشف و در بارهٔ سرزمینهای دیگر فکر کردند، به مهاجرت بیاندیشیم. آرمانِ مهاجرت کوچیدن از زمین به سیاراتِ دیگر است. البته مهاجرت و جابهجایی هزینههای بسیار سنگین دارد. تعداد اندکی از موجودات خرمندی که آفریقا را ترک کردند به مقصد رسیدند ولی وقتی خیال کوچ شکل گرفت، خطر مرگ نمیتواند مانعِ کوچیدنِ بشر شود. بشر راهی جز کوچیدن به سیاراتِ دیگر ندارد ولی این احتمال هست که با پیشرفت تکنولوژیِ هوشمند، منطقِ انتخابِ طبیعی پایان یابد و «ابرانسان» جایگزینِ «انسان خردمند» شود.